السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)

653

البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)

زيبارويى را ديديم كه آوازه خوانى مىكرد ، او همان ابن عايشه معروف بود . شعبى از سر تعجب و شگفت انگشت حيرت به دندان گرفته بود و مىگفت : خداوند علم و هنر را به هر كسى كه بخواهد مىدهد . « 1 » باز ابو الفرج نقل مىكند كه مصعب بن زبير در دوران استاندارى خويش در كوفه دست شعبى را گرفت و به اتاق شخصى همسر خويش عايشه ، دختر طلحه وارد نمود ، در آن وقت عايشه لخت و عريان بود و لباسى كه او را بپوشاند بر تن نداشت . مصعب گفت : شعبى ! عايشه را چگونه ديدى ؟ شعبى عايشه را بسيار ستود و به دلخواه مصعب او را توصيف و تحسين كرد . مصعب دستور داد كه ده هزار درهم پول و سى دست لباس به او داده شود . « 2 » چنان كه مىگويند : شعبى سوگند ياد مىكرد كه على از اين جهان رخت بربست ، در حالتى كه چيزى از قرآن حفظ نكرده بود . « 3 » صاحبى مىگويد : اين سخن دربارهء على ( ع ) بسيار زشت و بىاساس است ، دربارهء كسى كه با صداى بلند اعلام مىداشت : قبل از آن كه مرا از دست دهيد ، مشكلات علمى و دينى خويش را از من بپرسيد تا جوابتان دهم . آيه‌اى در قرآن نيست مگر اين كه از تمام خصوصيات و مشخصات آن آگاهم و مىدانم كه به هنگام شب فرودآمده ؛ يا روز ، در كوه نازل شده يا در دشت . « 4 » سدى از عبد الخير نقل مىكند كه على ( ع ) در روز وفات رسول خدا ( ص ) در مردم سبكسرى نسبت به قرآن احساس كرد و سوگند ياد نمود كه تا قرآن را جمع‌آورى نكرده است ، عبا بر دوش نكند . على ( ع ) از آن روز در خانه خود نشست و مشغول جمع‌آورى قرآن شد و قرآن على اولين قرآنى بود كه جمع‌آورى شد و همهء آن را على از حفظ نوشت و آن قرآن در پيش اولاد امام صادق ( ع ) است . اى مسلمانان غيور ! ملاحظه مىكنيد كه اين مرد جسور چسان به خدا و پيامبرش جسارت مىكند ؟ ! چگونه سخن زشت و نابجايى به زبان مىراند ؟ !

--> ( 1 ) اغانى ، 2 / 71 . ( 2 ) همان ، 1 / 133 . ( 3 ) القرطبى ، 1 / 158 . ( 4 ) فقه اللغة ، 170 .